بازنویسی و باز آفرینی متون کهن

گاهي از مکرر ديدن برخي صحنه ها، واژه ها و اشيا، ديگر آنها را نمي بينيم در نتيجه در شناخت آنها دچار نوعي غفلت زماني مي شويم. بازنويسي و بازآفريني از آن دسته واژه هايي هستند که به اين آسيب مبتلايند و گاه سهل انگارانه به جاي يکديگر به کار مي روند. نويسنده براي حفظ ميراث ارزشمند ادب کهن و ورود آن به ادبيات دوره خود به منظور رشد و غناي ادبيات به دو شيوه عمل مي کند يا به بازنويسي اثر مي پردازد يا آن را بازآفريني مي کند. بازنويسي به طور کلي در دو سطح صورت مي گيرد. بازنويسي ساده و بازنويسي خلاق. بازنويسي ساده به مفهوم زبان امروزي و زبان معيار درآوردن متن کهن فارسي است،در بازنويسي خلاق غير از اتفاق زباني، نويسنده تلاش مي کند با حفظ موضوع اثر مبدا به آن ساختاري تازه ببخشد. به اين مفهوم که با تزريق ديدگاه، انديشه هاي جديد و فضاسازي و شخصيت پردازي و افزودن مضمون هاي ديگر، ساختاري تازه مي آفريند. به معناي ديگر نويسنده در اين تکنيک بازنويسي، اثر را با توانش و کيفيت بيان تازه تر بازتوليد مي کند و با تاکيد بر زواياي پنهان رويدادها و ايجاد صحنه ها و تصاوير متنوع به همراه گفت وگوهاي زنده و پرتحرک، جنبه هاي نمايشي اثر پيشين را قوت مي بخشد. اما آنچه در کليت بازنويسي اهميت دارد آن است که موضوع و هويت اثر اصلي حفظ شود. به طوري که به شهادت بازنويسي هاي موفق، مي توان بخشي از يک رويداد را بازنويسي کرد و بخشي را حذف کرد اما به شرطي که در ساختار و کليت موضوعي داستان خللي ننشيند.  برای باز نویسی تعاریف متعددی به کار برده شده است ازجمله:بازنويسي، برگردان متون كهن(شعر يا نثر) به نثرامروزی و زدودن کهنگی متن از چهره آن است؛ بي آن‌ كه مفهوم و محتوا دگرگون شود نویسنده بازنویس می بایست آشنایی کامل با متن اصلی(ازلحاظ شکل و محتوای اثر) داشته تا بتواند در انتخاب متن کهن و بازنویسی آن موفق عمل کند. کار نویسنده بازنویس جذاب کردن متون و پیام های اثرکهن است.بنا براین می بایست محتوا و پیام اثر را به درستی درک کرده باشد تابتواند با هوشمندی و شگردی خاص جانی تازه به کالبد خاک گرفته و مهجور آثار کهن بدمد.بی شک تغییر زبان به تنهایی سبب جذابیت و جان بخشیدن به اثر نخواهد شد، بلکه سبب بی اعتباری اثر کهن نیز خواهد شد و گاه از ارزش اثر نیز می کاهد.  بازنویس مجاز نیست هیچ گونه تغییر یا تحریفی در مضمون و محتوای اصلی متن وارد آورد. زیرا با این کار وارد حیطه بازآفرینی شده است که اصول و قواعد خاص خودش را دارد.در بازنویسی باید به بن مایه های اصلی متن توجه شودسپس تمام چیزهایی را که برای نوشتن یک داستان باید بدان توجه شود رعایت کند. بازنویس باید کل محتوای اثر اصلی را در خود حفظ کند و پیام آن را به تمامی منتقل نماید ( مفهوم و هدف متن اصلی در بازنویسی دیده شود)ضمن توجه به ظرافت های ادبی، متن متناسب با شرایط گروه سنی مخاطب باشدو سعی شود از استخوان بندی و سبک نوشته اصلی عدول نشود.  در بازآفريني، نويسنده از موضوع اصلي حکايت ها و روايت هاي کهن الهام مي گيرد و موضوعي جديد با هويتي مستقل مي آفريند. به اين معني که عمده ترين کار در روش بازآفريني، تغيير دادن موضوع و محتواي اثر مبدا و درهم ريختن چارچوب آن و ايجاد چارچوبي تازه است. به طوري که در بازآفريني چهره هاي اسطوره اي و قهرمانان افسانه اي و حکايت هاي تاريخي و نظير آن، تغييراتي صورت مي گيرد که با خواندن اثر مقصد، اثر مبدا در ذهن خواننده تداعي مي شود.